دکلمه شعر "آدمیت" از فریدون مشیری

دکلمه شعر "آدمیت" از فریدون مشیری

foadhashemi

از همان روزي که دست حضرت قابيل گشت آلوده به خون حضرت هابيل
از همان روزي که فرزندان آدم زهر تلخ دشمني در خونشان جوشيد
آدميت مرده بود گر چه آدم زنده بود
از همان روزي که يوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزي که با شل…

Related tracks

See all