میباره بارون اونور شیشه ی خونمپرنده های آزاد تو لونه شوننآفتاب من پشت ابرا گیر افتاده من چشم انتظارش آواز میخونم
ای ابرای تیره ای کوه های سر راهمای راه های دراز ای مسیر سرد و بی آبمای زمان آروم ، ای لحظه های سنگین…
Home
Feed
Search
Library
Download